|
شنبه یازدهم خرداد 1387 ( 14:34 ) |
یک روز برای چند دیوانه آهنگ غمگین میذارن.بعد همه ی دیوانه ها به جز یکی از آنها شروع به رقصیدن می کنند.از اون میپرسند چرا نمی رقصی؟میگه:ساکت من عروسم
پژو206به فولکس واگن میگه:چرا چشمات از حدقه زده بیرون؟فولکس واگن جواب میده:اگر موتور تو هم توی {کونت}بود مدل من میشدی
یه روز ترکه میره بقالی میگه:آقا نوشابه ی خانواده دارین؟بقالی میگه آره.ترکه میگه به مجردا هم میدین
به ترکه میگن با نسترن جمله بساز.میگه نمیتونم.بهش میگن چرا؟میگه اخه من با اونجیگر طلا همه کاری کردم الا جمله سازی!!!
یه بار یه عرب میره گزینش ازش می پرسن وقتی می خوای بری تو دست شویی با پای راست میری یا با پای چپ.میگه شما منو استخدام کنید من با کله میرم
یه بار یه شاعر می گوزه.گوزش رو آزمایش می کنند مثنوی از آب در میاد
غضنفر میره سربازی.می گوزه از سربازی معاف میشه
یه روز یه ترکه سوار اتوبوس میشه از بغل دستیش که یه زن چاغ بوده میپرسه:اسمت چیه؟زنه میگه غنچه.ترکه بلافاصله میگه شما وا بشین چی میشه
یک روز کنار دریای خزر یه ترک و یه زشتی سر آب دریای خزر با هم دعوا میکردند و رشتیه میگفته مال منه و ترکه هم میگفته مال منه.یه نفر پیدا میشه میگه این که دعوا نداره یه طناب بکشید این ور طناب مال تو اون ور طناب مال تو.تو شب رشتیه به خودش میگه نکنه ترکه بره طناب را بکشه اونورتر سهم اب اون بیشتر بشه.میره میبینه ترکه داره با سطل اب از این وره طناب میریزه اون ور طناب
یه روز یه ترکه تو خیابون یه قبض جریمه پیدا میکنه میره پرداختش میکنه
یه روز یه مرده که سنگ کلیه داشته میره دکتر میگه اقای دکتر من سنگ کلیه دارم.دکتر هم میگه:عقب عقب بیا اینجا خالی کن
|
نوشته شده توسط سامان
|

