تبليغاتX
خنده
خنده
   

<<راب نوکس>> بازيگر 18 ساله سري آثار <<هري پاتر>> در يک زدو خوردي خياباني توسط ضربات چاقوي سه مرد

به قتل رسيد...!!!

«نوكس» در ايستگاه مترو «سيدكاپ» شهر لندن مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.

پليس در اين حادثه يك مرد مظنون 21 ساله را دستگير كرده است.

بستگان اين بازيگر او را فردي مهربان و بخشنده توصيف كرده و گفته‌اند: راب هميشه در كمك به مردم تهيدست فعال بود و همه پول‌هايش را صرف امور خيريه مي‌كرده است.

آخرين نقش‌آفريني «نوكس» به فيلم «هري پاتر؛ پرنس نيمه اصيل» برمي گردد.

طبق گزارش بي بي سي، پس از اين حادثه، مسوولان شركت فيلم‌سازي برادران وارنر در اين رابطه گفته‌اند: ما هم‌اينك در شوك‌ شنيدن اين حادثه هستيم و با خانواده «نوكس» اظهار همدردي مي‌كنيم
.
بنا به اعلام افسران پليس؛ تحقيقات در خصوص دلايل وقوع اين حادثه انجام شده است و بنا به گفته شاهدان عيني قاتلين«نوكس» در سنين بين 19 تا 21 سال بوده‌اند

 
| نوشته شده توسط سامان
 
   
از یه بسیجیه می پرسن : دو خط موازی چیه ؟ میگه : دو خط موازی دو خطی هستند که هیچ گاه بهم نمیرسن ، مگر به دستور مقام معظم رهبری
قانون دوم نيوتن: عشق در پسر ها هرگز از بين نمي رود بلکه از دختري به دختر ديگر انتقال مي يابد
ترکه اسم بچه شو ميزاره حسين بعد هر ۲ دقيقه يه بار ازش میپرسه تشنت نيست ؟
به يارو ميگن درد عشق بدتر يا درد دندون ؟ ميگه پس تا حالا تو اتوبوس شاشت نگرفته
اگه يه روز تو خيابون يه كفتر رو سرت ريد برو خوشحال باش و خدا را شكر كن كه گاوا پروازنميكنه
بسيجي ميخواست عروسک بخره به صاحب مغازه ميگه ببخشيد آقا قيمت اين خواهرمون چنده؟
تركه ميره سينما فيلم ترسناك ميبينه..همه فرار ميكنن جز تركه..ازش ميبرسن تو چرا هنوز نشستي ميگه دست به من نزنيد من ريدم
جرايد: كتاب فارسي مدارس بومي مي‌شود... مشهد: آن مرد با شمع آمد، اصفهان: آن مرد پول دارد، آبادان: آن مرد آن شب با عينك ريبن آمد، شيراز: آن مرد حال نداشت و نيامد، سنندج: آن مرد سبيل دارد، زاهدان: آن مرد را كشتند، اردبيل: آن مرد بار بُرد، قزوين: آن مرد با يک بچه آمد، رشت: آن مرد رفت، بابا آمد
بچه از باباش ميپرسه بابا امام خميني تو دريا غرق شد؟باباش ميگه نه پسرم تو تهران فوت کرد و تو بهشت زهرا خاکش کردن.بچه ميگه پس چرا همه مردم دارن ميرن شمال
زندگي بدون عشق مثل شلوار بدون کشه... عشق من کجايي؟ آبروم داره مي ره!
اولين دوره المپيک فارس ها در تهران با رشته هاي زير آغاز شد: - شناي با مانع، - کشتي پروانه، - پرش روي نيزه، - شيــــــــــرجه روي چمن، اسب سواري با سگ گله!  ساير رشته ها به زودي اعلام مي شود
جايزه تبرك در قزوين ... يك سال استفاده رايگان از حميد ...!!!!
براي ديدن تو ثانيه ها رو ميشمارم ...... قربانت اذرائيل
 به غضنفر ميگن : با لوستر جمله بساز د ‌ميگه : من 3 تا دختر دارم يكي از يكي لوستر
به يکي ميگن: يک جمله بگو که توش سه تا دروغ باشه !!!
ميگه: دانشگاه آزاد اسلامي
 اين پيغام کاملا جديه. باور کنيد. منم اول قبول نداشتم مشقامو خوب نوشتم بابام بهم عيدي داد يه توپ قلقلي داد
عربه با دو تا خيار در دست ميره توي يك بقالي، ميگه:حاج آقا خيارشور داري؟ بقاله ميگه: بله. عربه ميگه: پس ولك بي زحمت اين دوتا رو هم بشور
آبادانيه ميخواسته يك رفيق جديدشو به باقي رفقا معرفي كنه، رو به رفقاش ميكنه، ميگه: بچه‌ها… قاسم. بعد رو به قاسم ميكنه، ميگه: قاسم جان… بچه‌ها
از يه دختر عرب مي پرسند: ۴ تا پستاندار نام ببر ميگه خواهرم، مادرم ،زن برادرم، خودمم دارم در ميارم
عربه بچش تو اتوبوس به دنيا مياد اسمشو ميذاره عبدالواحد
سه تا آباداني داشتن براي هم خالي مي‌بستند. اولي مي‌گه: من مثل حضرت علي هستم. با يه دست در خيبرو از جا مي‌كنم. دومي مي‌گه: اين كه چيزي نيست. من مثل حضرت عباسم. با يه ضربه شمشير ۱۰۰ نفر رو مي‌كشم. سومي چيزي نمي‌گه و زل مي زنه به دريا و ساكت مي‌شينه. دوستاش ميگن: كا، چرا چيزي نمي‌گي؟ ميگه: تا حالا ديدي حضرت مهدي حرف بزنه؟
تركه از خواب مي پره پاش مي شكنه
یه روز یه لره تیپ میزنه میره خیابون یه دختره بهش می گه بخورمت لره میگه این گه خوریها به تو نیومده
بني آدم اعضا يکديگرند که مثل سگ بهم مي پرند چو عضوي بدرد آورد روزگار که پنچر شود چرخ آموزگار تو کز محنت ديگران بي غمي گمونم پسرعمه شلغمی
دو تا سوسک پولدارازدواج می کنند. ماه عسل میرن توالت فرنگی!
اصفهانیه تو خواب می بینه به یه فقیر 1000 تومان داده. بلند می شه می گه: عجب کابوسی بود!
صرف فعل نشستن به گویش لری: مو بنیشم تونم بنیشی اونم بنیشه ما که بنیشیم شمام که بنیشید دیه جا نی اونا بنیشن!
به گربه چینی می گن اسمت چیه؟میگه:میونگ!
یه نفر دزدی كرده بوده پليس هم دنبالش بعد به سرعت خودشو ميندازه توی جوب.پليسه ميگه : چي كار ميكنی؟ميگه : به شما ربطی نداره اینجا مربوط به نيروی درياييه.
برروی سنگ سفیدی نشسته بودم وآمدنت را به انتظار میکشیدم وبادآمدنت را به گوشجان نواخت وتوآمدی پاهایم لرزیدوصورتم سرخ شدوآنگاه سیفون راکشیدم وتورا آب برد
تهرانيه داشت واسه ابادانيه خالي مي بست مي گه من يه سگ دارم وقتي مياد خونه در مي زنه .... ابادانيه مي گه : ولك مگه سگت كليد نداره ؟؟؟؟
ديروز : از پذیرفتن خانم های بدحجاب معذوریم!!! امروز: از پذیرفتن خانم ها، با شلوار کوتاه معذوریم!!! فردا : خواهشا با شلوار وارد شوید
اگر مي خواهيد زندگي جديدي داشته باشيد با ما تماس بگيريد ( سازمان بازيافت زباله)
اخيرا کشف کردند که حرف مورد علاقه ي دختر هاي ايراني در زبان فارسي ( پ ) و ( خ ) مي باشد، مثلا : دوست دارند که ( پول ) ( خرج ) کنند. ( پسر ) ( خر ) کنند. ( پدر ) ( خام ) کنند. ( پرايد ) ( خرد ) کنند. ( پاسپورت ) بگيرند برن ( خارج) . ( پر رو ) و ( خوشگل ) باشند و ... ادامه دارد
يک نفر کنار ساحل نشسته بوده و دست ميزده و ميگفته ماشالا ماشالا . يک نفر مياد بهش ميگه دريارو نگاه ميکني براي چي دست ميزني و ميگي ماشالا ماشالا ميگه 2 ساعته که دوستم رفته زير اب بالا نيامده ماشالا به اين نفس !
لره و ترکه شطرنج بازي ميکردن - شاه دغ مرگ ميشه!!!
کامپيوتربراي چت • چت روم براي کاربران جديد • دختر 10 عدد براي پسران بيکار • پول کارت اينترنت بايد بدهيم • پول تلفن جدا • و ديگر هيچ
کوچيک که بوديم تنها کفشامون رو اشتباه مي پوشيديم ، اما حالا چي؟ حالا که بزرگ شديم تنها کار درستمون پوشيدن کفشامونه !!!
 
| نوشته شده توسط سامان
 
   

تعريف مادر زن: . مادر زن اسلحه اي است انفرادي . که با عيال حمل ميشود . وبا مهمات دروغ همسايگان مسلح شده . وبا زخمي کردن داماد بيچاره خنک ميشود . . اين اسلحه بدون عقب نشینی بوده وشرايط جوي به هيچ وجه در او اثر ندارد . مادر زن گاهي تک تير وگاهي رگبار شليک مي کند . طول مادر زن بدون سر نيزه 2 متر ميباشد. . تعداد تير در هر ثانيه يک ميليون فحش وناسزا بوده . و برد موثر آن، انتقال داماد به بيمارستان . و برد نهايي آن انتقال داماد به گورستان ميباشد.


روباه به زاغه ميگه :چه پری چه بالي عجب دمی !زاغ ميگه غلط نکن اون موقع که پنيرمو بردی کلاس دوم بودم الان دانشگاه ميرم .
غضنفر قاشق قاشق ماست
مي ريخته تو رودخونه بعد يكي مي ياد مي گه چي کار مي کني؟ غضنفر مي گه دارم دوغ درست مي کنم! بهش مي گه همينه که مي گن خري ديگه،آخه اين همه دوغ رو کي مي خواد بخوره؟
بچه غضنفر توي امتحان بيست ميگيره. باباش ميزنه توي گوشش
 و ميگه: خاك بر سرت كنن، با نمره 10 هم ميشه قبول بشي، حتما بايد اين همه خودكار حروم ميكردي؟
غضنفر 1نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشید
 من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه : نه آقا من اصلا دبي نرفتم. غضنفر ميگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبي نرفتم ، حتما 2 نفر ديگه بودن .
به غضنفر ميگن: ميدوني ميس کال چيه؟ ميگه: يه جور واحد وزنه. مثلا ميگن: يه ميس کال زعفرون .
دوستان واقعي شما بعد از اتمام طرحهاي رنگارنگ ایرانسل
، چهره واقعي خود را نشان خواهند داد! شركت ارتباطات سيار(همراه اول)
غضنفر ميره جوراب بخره توش فوت ميكنه ببينه سوراخه يا نه .
مرغ و خروس با هم ميرن مغازه ي پروتئيني خروسه ميگه:ببخشید يه شونه تخم مرغ بدين! فروشنده بهش ميگه : شما ديگه چرا؟؟ مرغه با خجالت ميگه:آخه ما هنوز نامزديم
به پيره زنه ميگن :ننه ؛ شوهرت بديم يا بفرستيمت مکه؟؟ميگه: ننه ؛ مکه که فرار نميکنه
پنج فحش عمده غضنفر: از جلوي چشمام خفه شو!!2- فكرکردی فقط خودت خري؟!۳ـ صداتو واسه من داد نزن!!4- كسي با تو زر نزد!!5- وقتي با من صحبت مي كني دهنتو ببند
پوتين براي سربازان جديد , دستبند 10 عدد , پول برق را بايد بدهيم ,پول آب جدا.بازداشتگاه نم کشیده است.پول گاز را بايد بدهيم و ديگر هيچ ...به به .به به
به غضنفر ميگن اذون بگومیگه همه چيز با يك نگاه شروع شد.
يه روز يه چوپان ميره خواستگاري بهش ميگن چه کاره اي؟ ميگه:مهندس دامپيوتر و پشم افزار
به پشه ميگن: چرا زمستون پيداتون نيست؟؟؟ ميگه: نه اينکه تابستونا خيلي برخوردتون خوبه
الهي شمع بشي، پروانه شم، دورت بگردم ... بعدش فوتت کنم، خاموش بشي، هرهر بخندم.
از غضنفر مي پرسن حال ساده چيه؟ ميگه لب
عروس وارد يك مجلس مي شه، مادرشوهر مي گه: صلي علي محمد ... دشمن جونم اومد. عروس مي گه: عقرب زير قالي ... خواستي پسر نياري
شخصي ميخي را برعكس به ديوار مي زد.دوستش از راه رسيد و گفت: «تو اشتباه مي كني، اين ميخ براي ديوار روبه روست»
شخصي ساعتش كار نمي كرد. رفت گشت، برايش كار پيدا كرد.
از غضنفر مي پرسن دوست داري توي تاکسی با کي بشيني؟ ميگه با يه دختر خوش قد و بالا٬خوشگل٬قد بلند با نامزدش. ميگن واااا آخه براي چي با نامزدش؟ميگه آخه ميچسبن به هم جا براي من باز مي شه
از غضنفر ميپرسن اگه بجاي بنزين تو ماشين ماست بريزيم چي ميشه؟ غضنفر ميگه بجاي اينکه بگه بوق بوق ميگه دوغ دوغ!!!
گفت مردي به همسرش روزي… من بميرم چگونه خواهي زيست؟ گفت: از چند و چون آن بگذر.. تو بميري براي من کافيست
دعای لرها بعد از نماز:خدایا مواظب خودت باش
ترکه میره توالت آروق میزنه میگه ای بابا بازم اشتباه نشستم
اصفهانی کارت اینترنتش تموم میشه میندازتش توی اب جوش
ترکه دستش شکسته بود از دکتر پرسید:من بعد از باز کردن گچ میتونم ویولون بزنم!!!دکتر:بله.ترکه:چه خوب چون قبلا نمیتونستم بزنم!!!!!!!!
 
| نوشته شده توسط سامان
 
   

یک روز برای چند دیوانه آهنگ غمگین میذارن.بعد همه ی دیوانه ها به جز یکی از آنها شروع به رقصیدن می کنند.از اون میپرسند چرا نمی رقصی؟میگه:ساکت من عروسم


پژو206به فولکس واگن میگه:چرا چشمات از حدقه زده بیرون؟فولکس واگن جواب میده:اگر موتور تو هم توی {کونت}بود مدل من میشدی
یه روز ترکه میره بقالی میگه:آقا نوشابه ی خانواده دارین؟بقالی میگه آره.ترکه میگه به مجردا هم میدین
به ترکه میگن با نسترن جمله بساز.میگه نمیتونم.بهش میگن چرا؟میگه اخه من با اونجیگر طلا همه کاری کردم الا جمله سازی!!!

یه بار یه عرب میره گزینش ازش می پرسن وقتی می خوای بری تو دست شویی با پای راست میری یا با پای چپ.میگه شما منو استخدام کنید من با کله میرم
یه بار یه شاعر می گوزه.گوزش رو آزمایش می کنند مثنوی از آب در میاد
غضنفر میره سربازی.می گوزه از سربازی معاف میشه
یه روز یه ترکه سوار اتوبوس میشه از بغل دستیش که یه زن چاغ بوده میپرسه:اسمت چیه؟زنه میگه غنچه.ترکه بلافاصله میگه شما وا بشین چی میشه
یک روز کنار دریای خزر یه ترک و یه زشتی سر آب دریای خزر با هم دعوا میکردند و رشتیه میگفته مال منه و ترکه هم میگفته مال منه.یه نفر پیدا میشه میگه این که دعوا نداره یه طناب بکشید این ور طناب مال تو اون ور طناب مال تو.تو شب رشتیه به خودش میگه نکنه ترکه بره طناب را بکشه اونورتر سهم اب اون بیشتر بشه.میره میبینه ترکه داره با سطل اب از این وره طناب میریزه اون ور طناب
یه روز یه ترکه تو خیابون یه قبض جریمه پیدا میکنه میره پرداختش میکنه
یه روز یه مرده که سنگ کلیه داشته میره دکتر میگه اقای دکتر من سنگ کلیه دارم.دکتر هم میگه:عقب عقب بیا اینجا خالی کن
 
| نوشته شده توسط سامان
 
   

ماجرای طنز


روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم

موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه  !!


به معتادی گفتند با 45 و 46 و 47 و 48 جمله بساز. گفت : چلا پنجه می کشی؟ چلا شیشه می شکنی؟ چلا هف نمی زنی ؟ چلا هشتی ناراحت؟
      اصغرآقا اواخر عمرش به زنش گفت : خانم جان بعد از رفتن من به من خیانت نکنی که استخوانهام تو گور بلرزه ! زنش هم گفت چشم. مدتی بعد مرد به خواب زنش آمد و گفت : تو اون دنیا به من می گن اصغر ویبره!
غضنفر رفت مغازه وگفت ببخشید شما از اون کارت پستال ها دارید که نوشته : عزیزم تو تنها عشق من هستی؟ مغازه دار گفت بله داریم. غضنفر گفت پس 16 تا از اون کارتها رو محبت کنید!
      پسری از سربازی برای پدرش این طور تلگراف زد : " من کاظم پول لازم " پدرش هم در جواب گفت : " من تراب وضع خراب !"
غضنفر ماه رمضان زولوبیا گرفته بود و گذاشت رو طاقچه و بعد مشغول نماز شد. یه دفعه متوجه شد پسرش سراغ زولوبیاها رفته. موقع قنوت گفت : ربنا آتنا فی الدنیا الحسنه ... کسی به زولوبیا دست نزنه!   
 مردی بدهی و قرض زیاد داشت رفت ماشین مدل بالا خرید! زنش پرسید : آخه مرد با این وضعی که ما داریم چه وقت ماشین مدل بالا خریدن بود؟ مرد گفت : ماشینو خریدم تا سریع تر بتونم از دست طلبکارها فرار کنم!!!
        یه بار بچه ای از پدر خسیسش ده هزار تومان پول خواست . پدر گفت : چی ؟ نه هزار ؟ هشت هزارو می خوای چه کار؟ تو هفت  هزار هم زیادته چه برسه به شش هزار! بابام به من پنج هزار نداده که حالا من به تو چهار هزار بدم. حالا سه هزارو می خوای چی کار؟ دوهزار کافیه ؟ بیا این هزار تومنو بگیر.بچه می شماره می بینه پانصدتومنه!!!
ملانصرالدین داشت سخنرانی می کرد که : هرکس چند زن داشته باشد به همان تعداد چراغ در بهشت برایش روشن می شود. ناگهان در میان جمعیت ، زن خود را دید. هول کرد و گفت : البته هرگز نشه فراموش لامپ اضافی خاموش.

 
| نوشته شده توسط سامان
 
   
ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود. همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟ آن مرد گفت : نه ... ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!
یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند. موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند. به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت!
مردی که در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!!
غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن (پره های هلی کوپتر!)
یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می افته . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!
از شخصی می پرسند «چرا قرص هایت را سر وقت نمی خوری؟»
پاسخ می دهد: «می خواهم میکروب ها را غافلگیر کنم.»
شخصی میخی را برعکس به دیوار می زد. دوستش از راه رسید و گفت: «تو اشتباه می کنی، این میخ برای دیوار روبه روست.»

شخصی از ملا پرسید: می دانی جنگ چگونه اتفاق می افتد؟ ملا بلافاصله کشیده ای محکم در گوش آن مرد می زند و می گوید: اینطوری!
ملا خود را از دست طلبکاران به مردن می زند، او را شستشو داده کفن می کنند و در تابوت نهاده به طرف گورستان می برند تا دفن کنند اما تشییع کنندگان راه قبرستان را گم می کنند و هر چه می گردند موفق نمی شوند به یافتن راه، ملا که طاقت خنگی آن ها را نداشت از میان تابوت بلند شد و گفت راه قبرستان از آن طرف است!
ملا در اتاقش نشسته بود که مگسی مزاحم استراحتش می شود، مگس را می گیرد و یک بالش را می کند. مگس کمی می پرد دوباره مگس را می گیرد و بال دیگرش را هم می کند. او می گوید: بپر  ولی مگس نمی پرد. به خود می گوید: به تجربه ثابت شده است اگر دو بال مگس را بکنید گوش او کر می شود!
 زن ملا به عقل خود خیلی می نازید و همیشه پیش شوهرش از خود تعریف می کرد. روزی گفت: مردم راست گفته اند که دارای عقل سالم و درستی هستم. ملا جواب داد: درست گفته اند چون تو هرگز عقلت را به کار نمی بری به همین دلیل سالم مانده است!

 
| نوشته شده توسط سامان
 
   
خرید اینترنتی به همین اسانی! در خانه خرید کنید،درخانه پرداخت کنید

با کمترین هزینه سایت دلخواه خود را راه اندازی کنید. هزاران سورس ، اسکریپت و سیستم مدیریت وب و ...  

تعداد: 3 DVD
قیمت: 1۱۰00 تومان

 
| نوشته شده توسط سامان |ادامه مطلب ...